این است عطر خاکستری هوا که از نزدیکی صبح
سخن می گوید .
زمین آبستن ِ روزی دیگر است .
این است زمزمه ی سپیده
این است آفتاب که بر می آید .
تک تک ، ستاره ها آب می شوند
و شب
بریده بریده
به سایه های خُرد تجزیه می شود
و در پس ِ هر چیز
پناهی می جوید
و نسیم خنک بامدادی
چونان نوازشی ست
عشق ما دهکده یی ست که هرگز به خواب نمی رود
نه به شبان و نه به روز ،
و جنبش و شور حیات
یک دم در آن فرو نمی نشیند .
ما را در سایت *بهشت کوچک* ازناوله * دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26