ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو
مه برلَب اُفق لبه ای از کلاه تو
لرزنده چون کواکب گاه سِپیده دَم
شَمع شبی سیاهم و چِشمم به راه تو
کی میرسی به پَرچم خونین چون شَفق
خورشید و مه سری به سَنان سپاه تو
ای دِل فَریب جادوی مَهتاب شَب مخور
زُلفش کشیده نقشه روز سیاه تو
شاها به خاکپای تو گل ها شِکفته اند
ما هَم یکی شکسته و مسکین گیاهِ تو
مَن روی دِل به کعبه کوی تو داشتم
کآمد نِدای غیب که این است راه تو
یک نوک پا به چادُر چوپانیم بیا
کَز دستچین لاله کنم تکیه گاه تو
آئینه سازَمَت همه چشمه سارها
وز چِشم آهوان بنوازم نِگاه تو
بعد از نوای خواجه شیراز شَهریار
دِل بَسته ام به ناله سیمِ سه گاه تو
(استاد شهریار)
*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج*
ما را در سایت *بهشت کوچک* ازناوله * دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12