ابوسعید ابوالخیر در راه بود
گفت:
هر جا که نظر می 1 بر 1 همه 1 1
و بر در و دیوار همه زر آویخته ، کسی نمی بیند و کسی نمی چیند
گفتند: کو؟ کجاست؟
گفت : همه جاست
هر جا که می توان خدمتی کرد، یا هر جا که می توان راحتی به دل آورد.
آن جا که غمگینی هست ، و آن جا که مسکینی هست
آن جا که یاری طالب محبت است
و آن جا که رفیقی محتاج مروت است.
برچسبها: ازناوله , پاییز
برچسب:
نویسنده: پارسا کوهی