
رودخانه زیبایی ازناوله که سالها سمفونی گوش نواز شر شر آب را به گوش مردم نمی رساند،با بارش های اخیر جان دوباره ای به رگ حیاتی و بی رمق این روستا داد
شایدحال ناخوش و چهره کدری که طبیعت و رودخانه داشت حال آسمان را به درد آورد و آسمان برای همدردی اشک هایش جاری شد و نعمت باران را به این دیار هدیه کرد
شر شر آب رودخانه توام با غرور و عشق ، صدای خود را به گوش این مردمان پر از مهر می رساند...

دوباره باران گرفت
باران معشوقه ی من است
به پیش بازش در مهتابی می ایستم
می گذارم صورتم را و
لباسهایم را بشوید
باران یعنی برگشتن هوای مه آلود شیروانی های شاد!
باران یعنی قرار های خیس
باران یعنی تو بر میگردی
شعر برمی گردد
باران ترانه ای بکر و وحشی است
رپ رپه ی طبل های آفریقایی است
زلزله وار می لرزاندم
رگباری از نیزه سرخ پوستان است
عشق در موسیقی باران دگرگون می شود
و باران زمزمه می کند
من چون گوزنی به دشت می روم
دنیال عطر علف
و عطر تو که با تابستان از اینجا کوچیکده!

ما را در سایت *بهشت کوچک* ازناوله * دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 14